...::::قلب کاغذی::::... |
|
هيچ کس اشکي براي ما نريخت
هر که با ما بود از ما ميگريخت چند روزيست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل ميزنم گاه بر حافظ تفال ميزنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه ميپنداشتيم +نوشته شده درشنبه سوم آذر 1386ساعت 14:49 توسط mohamad | |
وقتی نگاهم به نگاهد مینگاهد پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من نوشته هاي پيشين 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 gharo ghati yani chi I LOVE YOU سمت خیال دوست تــک بستــر تنهائـی عـشـق دلمردگان عشق عاشق غمگین عشق .::بهار نارنج.:: آسمونی فضولهای شیطون بیان تو....همون بروبکس خفن •*.به نام تنها بهانه زندگی.*• شقایق(اشک تنهایی) دختران آتش دری به خانه عشق یک قطره عشق عکس مهسا جون ن ن ن ن ن ن عاشقونه های باران و آسمان هومن نصیری پشتيباني بلاگــــفا.كـام RSS |